اسپندش - دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

سریال سیب ممنوعه محصول سال ۲۰۱۸ ترکیه است این سریال در ژانر درام و عاشقانه از شبکه فاکس ترکیه هر دوشنبه ساعت ۸:۰۰ روی آنتن می رود و در دو فصل ساخته شده است.

خلاصه داستان قسمت آخر سریال ترکی سیب ممنوعه - اسپندش

خلاصه داستان قسمت آخر سریال سیب ممنوعه

در خلاصه داستان قسمت آخر سریال سیب ممنوعه آمده است:  اندر همسر سابق هالیت و برادرش(جانر) کاری می کند که ییلدیز از چشم هالیت بیفتد و هالیت ییلدیز را به گناه نکرده متهم می کند و از خانه بیرون می اندازد و تمام حساب هایش را نیز مسدود می کند.

اندر با خوشحالی خبر را به برادرش می رساند و با ظاهری آراسته به خانه هالیت می رود که جلب توجه کند اما با کایا و شاهیکا(خواهر و برادر) که کایا دست راست هالیت در شرکت است روبرو می شود. و شاهیکا و اندر به دلیل منافع خود و برای رسیدن به هالیت با کنایه با یکدیگر صحبت می کنند.

شاهیکا با عشوه های زنانه خود دل هالیت را به دست می آورد و او را شیفته خود می کند.

اندر نیز موقعیت خود را در خطر می بیند و اینبار به دنبال پیاده کردن نقشه ای برای شاهیکا است.

اما شاهیکا نیز پلیدتر از اوست

سودا (دختری که از طریق اندر خریداری شد و باعث جدایی هالیت و ییلدیز شد) اینبار توسط شاهیکا خریداری می شود و این دختر پیش هالیت می رود و می گوید دچار عذاب وجدان شده و این نقشه پلید توسط اندر طراحی شده و بابت اینکار نیز ۱۰۰ هزار لیر دریافت کرده است.

هالیت با ثابت شدن حرفهای سودا که با موبایل ضبط شده، اندر را از شرکت اخراج می کند.

و ییلدیز با خوشحالی پیش هالیت می آید و  اما هالیت او را نمی پذیرد و می گوید از اول هم اشتباه ما اشتباه بو. وسایلت را جمع کن و گواهی طلاق را امضاء کن. دنیا بر سر ییلدیز آوار می شود و به اندر می گوید تو باعث طلاقم شدی و تاوان کارهایت را پس خواهی داد.

اندر نیز با تحقیقات فراوان پی می برد شاهیکا همسر قبلی خود را کشته است.

و پسر همسر سابق شاهیکا حاضر می شود واقعیت را بگوید. اندر نیز پیش هالیت می آید و با شخص مورد نظر تماس می گیرد که حقایق را به هالیت بگوید اما در کمال ناباوری آن شخص در اثر سکته قبلی فوت کرده است. و هالیت یز حرف های اندر را نمی پذیرد و ادر نیز می گوید ثابت می کنم و بر می گردم

و با این اتفاقات فصل دوم به پایان می رسد.

 قسمت آخر سریال سیب ممنوعه

هالیت پیر و افتاده شده و در ایستگاه اتوبوس نشسته و منتظر اتوبوس است که یک ماشین مدل بالا جلوی او می ایستد و شخصی جلوی هالیت می رود و می گوید خانم با شما کار دارند هالیت نگاهی به داخل ماشین شخصی زیبا را می بیند و او کسی نیست ییلدیز

یلدیز به او می گوید اگر جایی می روی تو را برسانیم….
 
منبع : سیب ممنوعه

دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها